loading...

سحر کمالی

و یک شب او را در یک کافه همجنس گرایان گرفتند. و البته ادعای او این بود که فقط آنجا بود و معنایی نداشت. اما من در اعماق قلبم می دانستم، فقط می دانستم که او در ازدواجش بدبخت است. او هنوز همجنسگرا بود.

و یک شب او را در یک کافه همجنس گرایان گرفتند. و البته ادعای او این بود که فقط آنجا بود و معنایی نداشت. اما من در اعماق قلبم می دانستم، فقط می دانستم که او در ازدواجش بدبخت است. او هنوز همجنسگرا بود.

او می‌دانست که همجنس‌باز است، و این فقط راهی برای گرفتن لحظه‌ای آرامش از مبارزه در دل خودش بود. "مستقیم رفتن" >> 121 هلن از ازدواج دگرجنس گرا خود ناراضی بود. سفر بیرون رفتن او زمانی آغاز شد که برای سوء استفاده جنسی در دوران کودکی به دنبال کمک بود. او که بیست و پنج سال متاهل بود، شروع به دیدن کابوس‌ها و بازگشت به گذشته در مورد آزارهای مدفون کرد.

هلن کراس اوور را پیدا کرد، گروهی وابسته به Exodus که در آن زمان از افرادی که از طریق اعتیاد، اجبار و انواع سوء استفاده می‌کردند، حمایت می‌کرد. اکنون، کراس اوور در درجه اول به جمعیت همجنس‌بازان سابق خدمات می‌دهد. هلن جلسات درمانی هفتگی را با یک مشاور مسیحی در کراس اوور برای مسائل مربوط به آزار جنسی خود آغاز کرد و با شروع بهبودی، دوباره بیداری جنسی خود را تجربه کرد. در همان زمان، او احساس می‌کرد که از انجام هر گونه احساسات جنسی در حال ظهور منع می‌شود.

شب‌ها برای خوابیدن گریه می‌کردم. به دلیل تعلیم و درک مسیحی من، وقتی متاهل هستید، متاهل هستید و بس. طلاق وجود ندارد، شما طلاق نمی گیرید. من گیر کردم. من حتی نمی توانم شروع کنم به توصیف چقدر بدبخت به تمام معنا بودم. و احساس گرفتار شدن اوضاع را بسیار بدتر کرد. خوب، پس از مشورت با وزیر، بالاخره متوجه شدم که، می دانید، من مجبور نیستم متاهل بمانم. در این مرحله، هلن متوجه شد که جذابیت هایی را برای زنان تجربه می کند.

به دلیل پیشینه مذهبی باپتیست جنوبی، اولین واکنش او ترس بود. از آنجایی که او قبلاً با کراس اوور درگیر بود، تمایلات جنسی او برای زنان به کانون جدید درمان او تبدیل شد. در این مرحله، هلن از نظر روانی شروع به بازگشایی کرد. او حملات پانیک، افکار خودکشی داشت و یک روز سر کار، به سادگی از هم پاشید. پس از این حادثه در محل کار، او خود را به یک مرکز بهداشت روان معرفی کرد.

پس از اتمام درمان بستری، هلن به مشاوره برای افسردگی ادامه داد و همچنان درگیر کراس اوور بود. این دوران تاریکی برای هلن بود، و ارتباط او با کراس اوور در ارتباط با تمایلات همجنس‌گرایانه‌اش، تجربه فروپاشی ذهنی و عاطفی او را تشدید کرد.

آخرین نیش برای هلن، حادثه ای که باعث اقدام به خودکشی او شد، در یک گردهمایی اجتماعی کراس اوور اتفاق افتاد. در مهمانی، هلن دو زن را تماشا کرد که یکی از آنها مدیر گروه بود و به گونه‌ای یکدیگر را لمس می‌کردند که او احساس می‌کرد، اگر آشکارا جنسی نباشد، قطعاً معاشقه و عاشقانه است.

هلن نقل می‌کند: آن‌ها دارند موهایشان را لمس می‌کنند و با این چیزها بازی می‌کنند، و در داخل آن فقط، نمی‌دانم، چیزی (انگشت‌ها را به هم می‌زند) بیرون زد. به خانه رفتم و عصبانی بودم، تنها بودم، غمگین بودم، دیوانه بودم. فکری که به ذهنم خطور می کرد این بود: من یک مرد نمی خواهم، نمی توانم یک زن داشته باشم، من محکوم به بدبختی تا آخر عمر هستم. تنها بودن و غمگین بودن و این چیزی بود که مدام در ذهنم نقش بست.

و سپس 122 << "مستقیم رفتن" را با دیدن آن دو نگه داشتم. رفتم و دراز کشیدم. در واقع صبح روز بعد بود. من فقط نمی توانستم از تخت بلند شوم. آنقدر افسرده بودم که نمی توانستم از تخت بلند شوم. و بعد انگار یک نفر دیگر از من بیرون آمد، نمی دانم چگونه این را توصیف کنم، اما مثل یک نفر دیگر بود که حتی من نبودم، فقط روی تخت نشستم و گفتم: "من نیستم از انجام این کار می ترسم.» و لباس‌هایم را پوشیدم و از کنار خودم به داروخانه رفتم و یک بطری قرص خواب‌آور گرفتم و آن‌ها و داروی ضدافسردگی‌ام را با هم مصرف کردم.

و دومین بار که این کار را انجام دادم، فکر کردم "اوه، خوب، چه کار کردم؟" با یکی از دوستانم تماس گرفتم و او با 911 تماس گرفت و البته یادم نیست چه اتفاقی افتاد زیرا زمانی که به بیمارستان رسیدم از آن خارج شده بودم، اما آنها شکم مرا پمپاژ کردند و خدا را شکر به خاطر آن.

این کار وحشتناکی برای من بود که به خاطر فرزندم انجام دهم. و من به طرز وحشتناکی از این موضوع پشیمانم، اما اینجا همان جایی بود که بودم، همان جایی بود که من بودم. در حالی که هلن مستقیماً اقدام به خودکشی خود را به جذابیت های سرکوب شده همجنس گرایان و شرکت در کراس اوور نسبت داد، کراس اوور را مسئول رفتار خود ویرانگر خود ندانست. در واقع، او با شریک زندگی خود، لزلی، از طریق کراس اوور آشنا شد.

علاوه بر این، هلن از حمایتی که کراس اوور در ابتدای کارش با آنها به او ارائه کرد، قدردانی کرد. او همچنین معتقد است که افرادی که در وزارتخانه‌های همجنس‌گرایان سابق کار می‌کنند صادق هستند و واقعاً مایلند کمک کنند. هلن به این نتیجه رسید که او «احساسات متفاوتی» در مورد برنامه‌های همجنس‌بازی دارد «زیرا از یک طرف احتمالاً کسانی هستند که نمی‌توانند آشتی کنند و نیاز به حمایت دارند.

اما در بیشتر موارد، من فکر می‌کنم که بیشتر ضرر می‌کند تا فایده. ” هلن در حالی که متفکرانه سرش را تکان می‌داد، خاطرنشان کرد که کراس اوور فقط برای شریک زندگی‌اش، لزلی، مضر بوده است، او در زمانی که درگیر کراس اوور بود، مکرراً به الکل روی می‌آورد تا از جاذبه‌های همجنس‌گرایش پناه بگیرد.

ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
آرشیو